همیشه پیش خودم میگفتم ما اهل کوفه نیستیم...یعنی چی؟!مگه توی کوفه چی شد؟!یا میگفتم چطور یه عده نماز خون تونستن سر جدا شده ی مسلم که فرستاده ی پسر فاطمه(س)...حسین بن علی (ع) رو ببینن و هنوز زنده بمونن و نفس بکشن؟!یا میگفتم آخه چطور میشه بوسه گاه پیامبر(ص) جای نشستن شمشیر بشه؟!و از همه عجیب تر نوع تفکر و شخصیت انسانهای بدون قدرت تشخیص حق و باطل بود...چی میشه اینجوری میشه؟!امشب رمان نامیرا رو تموم کردم...برای عمرو بن حجاج خیلی حسرت خوردم...که به دیده هاش اعتماد کرد و سعی کرد اون چیزی رو ببینه که خودش دوست داره...نه اینکه حقیقت رو ببینهبه عبدالله بن عمیر خیلی حسادت کردم که چطور هدایتش "خدمت"...
این عکس شمارو یاد چی میندازه؟!من یاد حضرت امام خمینی میوفتم!!!!بازگشت به ایرانوقتی توی هواپیما خبرنگار فرانسوی از ایشون میپرسن :چه احساسی دارید؟ایشون گفتن:هیچی...............................................مگه مدعی خط امام نیستین؟!پس یاد بگیرید! با دیدن زنی که پشت میز مذاکره به ریش پُرفسوریتون میخنده و بعد از اینکه چاییتونو خوردین و رفتین کشورتون..... تحریمتون میکنه....با ذوق عکس سلفی میگیرین!!!!؟نیوفتی از اون بالا جناب!دغدغه های نمایندگان ملت:دوربین گوشیت چند پیکسله؟بیا با گوشی من بگیر!دیگه از این فاصله موگرینی گیرت نمیاداااا!#بدبخت!#ندید بدیدان!افسر مولا "خدمت"...
آقا محسن!بگو داری چی میبینی که ما با چشمای پر حجابمون نمیتونیم ببینیم؟45 روزمونده تا ماه سیب سرخماه محرم, ماه ارباب حسین(ع) هرکی تصویر تورو دیده باشه امسال روضه هاش خیییییلی با سالهای دیگه متفاوتهامسال وقتی میگن ارباب بی کفن.... وقتی میگن :گلی گم کرده ام می بویم اورا به هر گل میرسم میبویم اوراامسال برامون روضه مصور آماده کردی...زمانشم خوبه آقا محسناول محرم دقیقا مصادف شده با آغاز هفته دفاع مقدسآقا محسن مرام و مردونگی رو در حق ما تموم کردیمیگن چشمی که برای حسین اشک بریزه آتش جهنم رو خاموش میکنهرفتی آقا محسن ولی بدجور حال و هوای دنیا رو ظهر عاشورایی کردیهیچ کارگردانی هیچ تهی "خدمت"...<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"خدمت"...
میدانم که این روزها سرت حسابی شلوغ است...گفتم سَر؟!میپرسی کدام سر؟همان سری که چشمانش در تصاویر حرف میزندهمان سری که بی هیچ کلامی, طوفان به پا میکندطوفان جاماندگی...جاماندن از تو جاماندن از کاروانی که تورا سوار کردند و بردند و ما اینجا هنوز با دنیا یه قل دو قل بازی میکنیم...بخند آقا محسن, بخند حال ما خنده هم دارد...به شهدا نگاه دوختی پشت نور فانوسشان راه رفتی...عاقبت یک فانوس هم به خودت دادند.من هنوز در تاریکی ایستاده املایق فانوس بدست گرفتن نیستم اما اجازه بده پشت نور فانوست قدم بردارم تا گم نشوم...حسرت نامه افسر مولا "خدمت"...ما را در سایت "خدمت" دنبال میکنید
برچسب: فانوس, نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 21:39
ما را در سایت "خدمت" دنبال میکنید
برچسب: آکبند, نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 21:39


یا ضامن آهو
ضامن این دل سرگشته ی من هم میشوی؟
حال و هوای زیارتت عجیب در دلم افتاده
کاش دل امام رئوف هم برایم تنگ میشد...
مولاجان
زیارت نیابتی هم قبول است
خودش توفیق است
اما دلم راه رفتن در صحن جامع رضوی میخواهد
دلم ایستادن در باب الجواد
و زل زدن به گنبد طلایت را میخواهد..
بطلب مولاجان
افسرمولا
امروز روز زیارتی ات بود...
آب اسماعیل طلایت هم رسید...
مولاجان
ممنونم...امام مهربانم...ممنونم
زیارت نیابتی....آب سقاخانه ات...اما برایم هوای حرم نمیشود...
تمام وجودم هوایت را میخواهد
چشمانم بارگاهت را میخواهد
بدجور هوای تنفس در صحن جامع رضوی به سرم زده است...
لایقم کن و بطلب آقا جان
افسر مولا
#خدایا میخواهم زنده بمانم
#شهیدان زنده اند, الله اکبر
افسر مولا
ما را در سایت "خدمت" دنبال میکنید
برچسب: مرگ, نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 21:39